اسماعیل میرفخرایی

 
 
 
محمدحسین سروش در برنامه گفت و گوی روز با تاکید بر تعریف واژه گویندگی گفت: گوینده ها می روند ولی گویندگی می ماند، چرخه سرجایش است، گویندگان تا زمانی که دوره گویندگی را طی نکنند و قدرت تبیین و انتقال مفاهیم متن را بلد نباشند حق ندارند روی صندلی اجرا بنشینند.

 

 

برنامه گفت و گوی روز رادیو گفت و گو با حضور فواد باوان ،گوینده خبر ؛ محمدحسین سروش ، مدرس گویندگی و اجرا ؛ آذری،  عضو هیئت علمی دانشگاه  و  اسماعیل میر فخرایی ، گوینده و کارشناس مجری رادیو گفتگو به بررسی مبحث گویندگی و مجری گری در سازمان صد او سیما پرداخت، آنچه می خوانید بخش اول این گفت و گو است.

 

فواد بابان در برنامه گفت و گوی روز  با بیان این مطلب که روند اجرا و گویندگی در ایران از 30 سال پیش تا به امروز یک روند صعودی داشته است، اظهار داشت: در سال های ابتدایی انقلاب، بسیاری از گویندگان سازمان صدا و سیما یا اخراج شدند و یا از این سازمان رفتند، در اوایل این سال ها ما  دست و پا می زدیم و یا اینکه باب گویندگی همیشه باز بود، متاسفانه یا از آن استقبال نشد و یا روش گزینش و انتخابات و چارت سازمان درست نبود، تا اینکه راه و روش خودش را پیدا کرد و امروز از طریق روش ها و اصلوب های درست پیش می رود.

 

 

میرفخرایی با اشاره به این نکته که با صد در صد سخنان بابان موافق نیستم و تنها با 50 درصد آن موافقم ،به رادیو گفت و گو گفت: اول از همه بیاییم بین گویندگی و اجرا تفاوت قائل شویم و مسئله گویندگی را بیشتر در رادیو ببینیم.

 

وی افزود: در رادیو گوینده بیشتر می تواند توصیف شود، در حالیکه در تلویزیون با اجر سروکار داریم.

 

میرفخرایی ادامه داد: من گویندگی و اجرا را بخشی از کار تولید می بینم، یعنی چنانچه تولید یک برنامه تلویزیونی با اتکا به تئوری ها و برنامه ریزی های موجود باشد،گویندگی هم درست می شود.

 

گوینده و کارشناس مجری رادیو گفتگو تصریح کرد: ما از آنجایی دچار مشکل می شویم که گوینده از مسائل تولیدی ( نه فنی ) دور می افتد و فضای تولید را نمی شناسد، در رادیو هم تا حدی همین است و گاه گوینده فرق FM  و AM  را نمی داند که این در نوع گویندگی تاثیر دارد.

 

میرفخرایی گفت: گوینده باید درسازمان  صدا و سیما برای کار گویندگی تربیت شود، اگر در رادیو در سال های گذشته ما گویندگان باتجربه و عالمی داشتیم که از فضای ادبیات مملکت می آمدند و واقعا هم کارهای مثبتی کردند که متاسفانه بعد از 30 سال اثری از آنها باقی نمانده، در مورد تلویزیون علی الخصوص باید در نظر بگیریم که مجری و گوینده در حقیقت با کادر تولیدی تربیت شود که در گذشته هم همینطور بود.

 

وی ادامه داد: بنده زمانی که سال 45 برای گویندگی به تلویزیون آمدم، بنده را کلاس کارگردانی، تهیه کنندگی و .. فرستادند، چه گوینده ای که برای رادیو کار می کند و از منشا ادبیات می آید و چه گوینده تلویزیون باید دانش کار خود را داشته باشد و تداخل شغلی هم انجام نشود، چیزی که متاسفانه اتفاق افتاده ، یعنی کار دوبلاژ با گویندگی و کار هنرپیشگی با اجرا اشتباه شده است.

 

محمد حسین سروش در برنامه گفت و گوی روز با تاکید بر تعریف و تبیین مفهوم گویندگی گفت: گوینده ها رفتند ولی گویندگی می ماند، چرخه سرجایش است، گویندگان تا زمانی که دوره گویندگی را طی نکنند و قدرت تبیین و انتقال مفاهیم متن را بلد نباشند حق ندارند روی صندلی اجرا بنشینند.

 

این مدرس گویندگی و اجرا با اشاره به این مطلب که جامعیت اجرا با مدیریت میز ارتباط رسانه ای مرتبط است، اظهار داشت: من نمی دانم چه کسی با چه شهامتی به یک خانم یا آقای 4-23 ساله این اختیار را می دهد که مجری شود.

 

وی تعریف موجز گویندگی را قدرت تبدیل متن مکتوب به متن ملفوظ دانست و افزود: گوینده باید با مهارت متن خاموش به متن ملفوظ را داشته باشد.

 

سروش درباره تفاوت گوینده و مجری به رادیو گفت و گو گفت: از مزیت های مجری اجتهاد رفتار ، قدرت برگزار کردن مصاحبه و مدیریت میز، بداهه گویی و خلق عبارت، واژه و جمله در زمان، بدون حالت تکراری است و در مقابل گوینده نیز بایستی توانایی حرف زدن از روی متن را داشته باشد و به قدری مسلط باشد که نفس به نفس با مخاطب همراه شود.

 

دکتر آذری، دیگر میهمان برنامه گفت و گوی روز با عنوان "کیفیت مجری گری و گویندگی در صدا و سیما" گفت: اگر ارتباط را هنر انتقال اطلاعات و ارزش ها از یک شخص به شخص دیگر تعریف کنیم و این را بپذیریم که به جای اشخاص رسانه ها جایگزین شده اند، باید بین اینکه ارتباطی می خواهیم ایجاد کنیم و یا ارتباطی از قبل وجود داشته فلسفه ای قائل شویم.

 

وی افزود: این فلسفه در نسل جوان از بین رفته یا بالکل رعایت نمی شود، با در نظر گرفتن اینکه علم حرف نهایی را می زند، خیلی مهم است که ببینیم پیشینیان چگونه عمل می کردند.

 

این عضو هیئت علمی دانشگاه با تفکیک تعریف ارتباط و رابطه تاکید کرد: رابطه نوعی روند یا فراگرد ارتباطی است که همیشه وجود دارد و با مخاطب عام صورت می گیرد، در حالیکه ارتباط ، ایجاد صمیمت کرده و با نوعی دوام همراه است.

 

وی ادامه داد: دوستان گاه زمان اجرا، تفاوت ارتباط و رابطه را در نظر نمی گیرند و چنان صمیمی می شوند که نقش یک معلم را بازی می کنند، گویی که مخاطب پیرو محض است.... ادامه دارد.

 

   

  

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

بر گرفته از سایت رادیو گفتگو به آدرس :

http://www.Radiogoftegoo.com/Radio/Top_News/news_topview.php?ID=83

 

 بابان با بيان اين که روند اجرا و گويندگي در ايران از 30 سال پيش تا امروز روندي صعودي داشته است، اظهار كرد: در سال‌هاي ابتدايي پيروزي انقلاب اسلامي بسياري از گويندگان سازمان صدا و سيما يا اخراج شدند و يا از اين سازمان رفتند. در اوايل اين سال‌ها ما تلاش‌هاي زيادي كرديم و با اين که باب گويندگي هميشه باز بود، متاسفانه يا از آن استقبال نشد و يا روش گزينش و انتخابات و چارت سازمان درست نبود، تا اين که راه و روش خودش را پيدا کرد و امروز از طريق روش‌ها و اسلوب درست پيش مي رود.

***

ميرفخرايي نيز گفت: تنها با 50 درصد صحبت‌هاي بابان موافقم . در ابتدا بايد بين گويندگي و اجرا تفاوت قائل شويم و مساله گويندگي را بيشتر در راديو تعريف كنيم، چون در تلويزيون با اجرا سروکار داريم.

او ادامه داد: گويندگي و اجرا را بخشي از کار توليد مي دانم؛ يعني چنان چه توليد يک برنامه تلويزيوني با اتکا به تئوري ها و برنامه ريزي هاي موجود باشد،گويندگي هم درست مي شود.

گوينده و کارشناس مجري راديو گفت‌وگو تصريح کرد: ما زماني دچار مشکل مي‌شويم که گوينده از مسايل توليدي و نه فني دور مي افتد و فضاي توليد را نمي شناسد.در راديو هم تا حدي اين وضع وجود دارد و گاه گوينده فرق FM و AM را نمي داند که اين در نوع گويندگي تاثير مي‌گذارد.

ميرفخرايي گفت: گوينده بايد درسازمان صدا و سيما براي اين کار تربيت شود. زماني در راديو در سال‌هاي گذشته ما گويندگان باتجربه و عالمي داشتيم که از فضاي ادبيات مملکت مي آمدند و واقعا هم کارهاي مثبتي مي‌کردند که متاسفانه بعد از 30 سال اثري از آن‌ها باقي نمانده است.

او در ادامه اظهار كرد:در تلويزيون بايد به اين نكته توجه كنيم که مجري و گوينده در حقيقت با کادر توليدي تربيت شود؛ البته در گذشته اين گونه عمل مي‌شد.

اين كارشناس رسانه ادامه داد: زماني که سال 45 براي گويندگي به تلويزيون آمدم. مرا کلاس کارگرداني، تهيه کنندگي فرستادند. تا براي گوينده‌اي تلويزيون يا راديو تربيت شود كه از دانش لازم برخوردار باشد و تداخل شغلي هم به وجود نيايد. اما متاسفانه اكنون اين تداخل ديده مي‌شود؛ به‌گونه‌اي كه کار دوبلاژ با گويندگي و کار هنرپيشگي با اجرا اشتباه شده است.

***

سروش در ادامه‌ي برنامه‌ي«گفت و گوي روز» با تاکيد بر تعريف و تبيين مفهوم گويندگي گفت:گويندگان مي‌ر‌وند، ولي گويندگي مي ماند. چرخه سرجاي خود قرار دارد. گويندگان تا زماني که دوره گويندگي را طي نکنند و قدرت تبيين و انتقال مفاهيم متن را نياموزند، حق ندارند روي صندلي اجرا بنشينند.

اين مدرس گويندگي و اجرا با بيان اين‌که جامعيت اجرا با مديريت ميز ارتباط رسانه اي مرتبط است، اظهار كرد: نمي دانم چه کسي با چه شهامتي به يک خانم يا آقاي 24-23ساله اين اختيار را مي‌دهد که مجري شود.

او تعريف موجز گويندگي را قدرت تبديل متن مکتوب به متن ملفوظ ذكر كرد.

سروش درباره‌ي تفاوت گوينده و مجري گفت: از مزيت‌هاي مجري، اجتهاد رفتار، قدرت برگزار کردن مصاحبه و مديريت ميز، بداهه گويي و خلق عبارت، واژه و جمله در زمان، بدون حالت تکراري است و در مقابل گوينده نيز بايستي توانايي حرف زدن از روي متن را داشته باشد و به قدري مسلط باشد که نفس به نفس با مخاطب همراه شود.

***

دکتر آذري در بخش ديگري از برنامه‌ي «گفت‌و گوي روز» درباره‌ي کيفيت مجري گري و گويندگي در صدا و سيما اظهار كرد:اگر ارتباطات را هنر انتقال اطلاعات، عقايد، نگرش‌ها از يك شخص به ديگران تعريف شود مي‌توانيم بگوييم كه به جاي اشخاص، رسانه‌ها وارد ميدان شده‌ و آن‌ها خيلي حرفه‌يي و به‌روزتر شده‌اند.

اين كارشناس ادامه داد: براي اين مساله كه قصد ايجاد ارتباطي را داريم يا ارتباطي از قبل وجود داشته است بايد فلسفه‌اي داشته باشيم. اكنون اين فلسفه در بسياري از نسل جوان گوينده از بين رفته است و اصلا رعايت نمي‌شود. واقعا بايد به چگونگي عملكرد پيشينيان و ميزان مورد تاييد بودن عملكرد آنان از نظر علمي توجه كرد.

او با اشاره به تفاوت ارتباط و رابطه اظهار كرد: منكر زحمات شبانه‌روزي مجريان و گويندگان نمي‌شوم ولي بسياري از آنان فرق ارتباط و رابطه را رعايت نمي‌كنند، يعني در برخي مواقع آن قدر صميمي مي‌شوند كه گويي مخاطب پيرو محض است.

اين كارشناس در ادامه گفت: رابطه نوعي فرايند ارتباطي است كه هميشه وجود دارد، اما وقتي به ارتباط تبديل مي‌شود، پا را فراتر مي‌گذاريم يعني نه تنها صميميت ايجاد مي‌كنيم بلكه آن را دايمي مي‌كنيم. اين در حاليست كه گاهي ارتباط موثر در برنامه‌ها به‌وجود نمي‌آيد چون خيلي از تهيه كنندگان جوان فقط به سراغ ستاره شدن مي‌روند. به عنوان مثال به اين مساله فكر مي‌كنند كه با وارد كردن فلان بازيگر تئاتر يا سينما به عرصه‌ي اجرا يا گويندگي ،برنامه‌ اش پرمخاطب مي‌شود. اين در حاليست كه آنان واقعا نمي‌دادند چقدر رسالت سنگين و مسووليت پرمخاطره‌اي را بر عهده گرفته‌اند واين كار چه لطمه‌اي مي‌تواند به كار و حرفه‌اي‌گري آنان بزند.

****

بابان در ادامه‌ي برنامه‌ي «گفت‌وگوي روز» در پاسخ به اين پرسش كه آيا شيوه‌ي مشخصي در جذب علاقه‌مندان به اجرا و گويندگي در سازمان صداوسيما وجود دارد،اظهار كرد: درآوردن متن مكتوب به متن ملفوظ و با سيلي از عاطفه و جاذبه از سوي گوينده از نكات مهم است و اين دو عنصر از اركان مهم كار گويندگي هستند. البته هر كسي در هر حالي مشغول پيام دادن و پيام گرفتن است ولي گوينده در زمان گويندگي در حال فرستادن پيام به ديگران است كه اين كار را بايد با رعايت نهايت اصول كار گويندگي انجام دهد و بدين منظور دوره ديده باشد ولي برخي مواقع متاسفانه گويندگان بدون گذراندن دوره‌هاي آموزشي لازم روي آنتن مي‌روند.

او اضافه كرد: كار گويندگي با ادبيات و شعر پيوند دارد. ادبياتي بالاتر از شعر حافظ نداريم. اگر گوينده‌اي با حافظ مانوس نباشد، نمي‌توان او را گوينده‌ي كاملي دانست. هر كسي بايد به اندازه‌ي خود از درياي عظيم سروده‌هاي بزرگان بهره بگيرد.

بابان درباره جذب گويندگان اظهار كرد: در پنج شش سال اخير گونه‌ي صحيحي گويندگان جذب مي‌شوند اين نشانه توجه مديران به امر آموزش است و دوره‌هايي را در بدو و حين خدمت برگزار مي‌كنند. حتي گويندگان تخصصي و كساني كه قصد تحصيل در رشته‌هاي مختلف رسانه‌اي را دارند، واحدهايي به آن‌ها ارايه مي‌شود. حتي افرادي از تركيه، عراق و مصر آمده‌اند كه بايد به آنان مباني و اصول گويندگي را تدريس كنيم.

***

ميرفخرايي در اين زمينه گفت: از روش‌هاي جديد آموزشي خبري ندارم، ولي در جلسات متعددي كه با دكتر سروش و دكتر آذري و بخش تعليم راديو حضور داشته‌ام متوجه شده‌ام كه گويندگان راديو در مسير آموزش صحيح قرار گرفته‌اند.

او اضافه كرد: لبه‌ي تيغ حمله به طرف گويندگان نيست بلكه بحث به كل رسانه است كه بخشي از آن به گويندگي، مربوط مي‌شود. اكنون به دليل افزوده شدن حجم پخش برنامه‌ها و افزايش تعداد شبكه‌هاي راديويي در تهران به 17 تا 19 شبكه، نياز به برنامه‌ها و گويندگان بيشتري حس مي‌شود. در نتيجه افرادي قبل از گذراندن مراحل لازم، در برنامه‌ها حضور مي‌آورند.

اين كارشناس رسانه با اشاره به تلويزيون اظهار كرد: در سيما هم همين رويه وجود دارد به‌گونه‌اي كه شتاب در برنامه‌ها باعث شده است مجريان دوره‌هاي لازم را طي نكنند. بنابراين نمي‌توان گوينده يا مجري را فقط مورد خطاب قرار داد. گويندگي و اجرا بخشي از روند توليد است.

ميرفخرايي تاكيد كرد: عجله در افزايش فرستنده‌ها و توجه به كميت روي كار گويندگان بسيار اثر گذاشته است.

او درباره‌ي وجود نظام‌هاي حمايتي از گويندگان و مجريان در سازمان صداوسيما گفت: اين نظام در سيستم توليدي است . گوينده و مجري بايد به عنوان بخشي از توليد و متعلق به صداوسيما نگريسته شود. او تصوير صداوسيماست . گوينده راديو و تلويزيون در سيستم‌هاي مسووليت اجتماعي، يك معلم و مسوول است. در نتيجه او نمي‌تواند اتفاقي روي آنتن رود به گونه‌اي كه بنا به نظر يك تهيه كننده در يك برنامه به اجرا بپردازد سپس ناپديد شود.

ميرفخرايي ادامه داد: مجري يا گوينده يك شخصيت ثابت راديويي و تلويزيوني مثل فواد بابان است، اما عجله در توليد و حجم زياد برنامه‌ها، گويندگان اتفاقي را از حرفه‌هاي ديگر به اين رشته كشانده است. گوينده يا مجري بايد عضوي از صداوسيما باشد.

او درباره‌ي امنيت شغلي گويندگان و مجريان و ميزان موافقت صداوسيما با ستاره‌سازي گفت: صدا و سيما با ستاره سازي موافق نبوده و نيست. همين امر باعث اشكال شده است. سازمان يعني يك تهيه كننده بزرگ، مديرعامل به معناي تهيه‌كننده كل است. موفقيت مجري تلويزيوني به منزله‌ي توفيق مديركل است. در چند سال گذشته تا مجري، موفق مي‌شود، نگران اوضاع مي‌شويم واين پرسش را مطرح مي‌كنيم كه آيا او به ما وفادار هست يا نه؟ در حالي كه اگر عضوي از ما باشد، وفادار باقي مي‌ماند. در نتيجه تهيه كننده و مجري آبروي صداوسيما هستند و بايد از امنيت شغلي كامل برخوردار باشند. در همه‌ي راديو و تلويزيون‌هاي پيشرفته دنيا يك مجري سال‌هاي سال در يك شبكه بماند مگر اين كه قرارداد عظيمي در يك شبكه‌ي ديگر به او پيشنهاد شود. در نتيجه مجري آبروي آن سيستم است و بايد مورد حمايت كامل سيستم صداوسيما باشد.

***

سروش در بخش ديگري از«گفت‌و گوي روز» درباره‌ي معيارها و استانداردهاي گويندگي و اجرا اظهار كرد: گويندگي و اجرا در تمام رسانه‌هاي دنيا چه يك راديوي محلي، چه ملي و جهاني معيارها يكي است. نخستين اصل برقراري ارتباط است. در حوزه‌ي ارتباط به اشتباه افتاده‌ايم. در ارزيابي‌هايي كه اخيرا صورت گرفته است در ديدگاه‌هاي بعضا مديران ما، به يك اصل گويندگي فقط استناد مي‌كنند. نظر تقريبا بسياري از رسانه‌هاي جهان را جمع‌آوري و مدون كرده‌ايم. نزديك 20 ويژگي براي يك گوينده وجود دارد تا او را مشروع و مقبول شود.

او ادامه داد: برخي گمان مي‌كنند اگر گوينده‌اي بتواند با مخاطب ارتباط برقرار كند، كافيست. بسياري از افراد خوب ارتباط برقرار مي‌كنند ولي در گام بعدي پيام براي ارايه به مخاطبان ندارند. برخي از مجريان چه در داخل و چه خارج اين گونه هستند. خوشبختانه اين تعداد از مجريان كم است.

اين مدرس اجرا و گويندگي اضافه كرد: برخي مجريان راديو و تلويزيون فوق‌العاده و از همتايان خارجي خود در همان ساختار برنامه بسيار موفق‌تر هستند. اما چرا اينها موقت هستند و در طول نمي‌مانند،يك آسيب است.

سروش با اشاره به اصول ديگر گويندگي اظهار كرد: از وظايف اصلي گوينده و مجري، ايجاد رغبت و شوق در مخاطب خود است همان گونه كه از وظايف اصلي گوينده خبر تسخير مخاطب در ثانيه‌هاي اول و سپس ايجاد رغبت و هوشياري در اوست و به همين خاطر كار او از گويندگان ديگر دشوارتر است.

او ادامه داد: اگر مخاطب در پايان ارتباط حس كند، مطلبي به او منتقل نشده و فريب خورده است، مجري شكست خورده است.

اين مدرس گويندگي و اجرا اضافه كرد: برخي فن ارتباط و بعضي ديگر دانش ارتباط نمي‌دانند. گوينده يا مجري بايد ارتباط را درك كنند و پاي سخن استاد بنشيند. او وقتي پشت ميكروفن راديو مي‌نشيند بايد ادبياتش با يك رسانه‌ي فردي تفاوت پيدا كند . استفاده از برخي گفتارهاي معيوب در راديو و تلويزيون از سوي بعضي از گويندگان و مجريان به علت ناتواني مجري در تشخيص نوع ارتباط كلامي است. مجري در تلويزيون و راديو همان ادبيات جديدترين رسانه‌ي جهان (تلفن همراه) را به كار مي‌گيرد و بدين ترتيب رسانه‌ي جمعي را تبديل به نوع فردي آن مي‌كند. به همين علت زبان عفيفي به كار نمي‌برد. منطق او اين است كه اين نوع گفتار حرف جوانان جامعه و ادبيات جاري است اين در حاليست كه چنين ارتباطي در ارتباط فردي استفاده مي‌شود.

او اضافه كرد: درست نيست كه يك گوينده ،خوب ارتباط برقرار كند اما لابه‌لاي گفتار خود به عنوان مثال بگويد: «خب حال يك چاي بزنيم تو رگ. ببينيم چطور مي‌شود.» با چه مجوزي اين جمله‌ها گفته مي‌شود؟ چرا آبروي رسانه اين گونه مخدوش مي‌شود؟ حق همه‌ي مردم در تمام جوامع اين است كه زبان ملي خود را درست، روشن و شفاف از زبان گوينده بشنوند. پس گفتار خوب و عفيف دومين اصل است.

***

بابان نيز در اين زمينه گفت: در تلويزيون چهره، لباس، حركات، زبان بدن، اشارات، فيلم و رنگ‌ها به كمك گوينده مي‌آيد. ممكن است كسي به خش‌خش صداي كاغذ گوينده يا اگر او مخرج خاصي در اداي حروف داشته باشد ،توجه نكند ولي در راديو فقط صداست و با اين يك عنصر بايد تمام حالت‌ها را به شنونده منتقل كرد.

او درباره‌ي مهم‌ترين آسيب اجرا در سازمان صداوسيما گفت: توصيه مي‌كنم به همه گويندگان به ويژه كساني كه به تازگي وارد اين جرگه شده‌اند، از خود بي‌خود نشوند. اين لطف را در درجه‌ي اول خدا و در ادامه مردم به آنها كرده‌اند بايد قدر آن را دانست و راه و رسمش را آموخت و درست اين كار را انجام دهد. نوارهاي خود را گوش كنند و از استادان كمك بگيرند.